| .:(شاید عاشق شده باشم / هفدهم):. |
۱۶ دیگر نه ماه اهمیتی دارد نه ستارهها مگر تو که از پنجرهای طلوع کنی و ابرها را از چشمانم بتارانی مبادا باد پنجرهات را بسته باشد! 17 Tonight Neither the moon nor the stars Are of importance Unless you appear at the window And drive the clouds away from my eyes Perhaps the winds shut your window! www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است |
| .:(شاید عاشق شده باشم /شانزدهم):. |
هیچ باغی در باران و نمک شکوفه نداد جز دامنات که پایانِ چشمهای من است. 16 No garden will blossom in rain and salt Except your lap At the end of my eyes www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم/پانزدهم):. |
دریا به شمال و خورشید به غرب خواهد رفت، کدام راه به تو میرساند مرا که تاریک و تشنه پیر شدهام؟! 15 The sea goes to the north And the sun to the west Which way to you will take me Who, dark and thirsty Have become old!?
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم / چهاردهم):. |
|
منتظر هیچ کس نیستم جز تو که توقع دارم منتظرم باشی از خواب زمستانی برخیزم. 14 I wait for no one but you Whom I dream of waiting for me To arise from this winter sleep www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم /سیزدهم):. |
شال گردنات را به آدم برفی و دستکشهایت را به رفتگر میبخشی برایت چتری میآورم که این زمستان بلند را - به بهار- میرساند. 13 You give your shawl to the snowman And your gloves to the street cleaner For you I will bring an umbrella To take this long winter to spring
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم / دوازدهم):. |
|
لبخندت را برای داوینچی و رازهای عاشقانهات را برای ون گوگ بفرست برای من تنها به اندازهی گنجاندن یک نام - در قلبت- جا بگذار... 12 Send smiles to Da Vinci And romantic secrets to Van Gogh For me, Just make room - in your heart- Enough to insert the size of one name
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم/یازدهم):. |
وقتی چشمه را در بطریهای پلاستیکی و باغ را در گلدانهای مصنوعی میفروشند نکند تو را هم بر پرده سینما دیدهباشم! 11 When a spring is sold in plastic bottles And a garden in artificial vases; What if you, too I have seen on the theater screen!
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم / دهم):. |
با این سیبهای دستچین با این انارهای پشت ویترین چه طور میتوانم از پرچین با تو حرف بزنم حالا که دلم پیش همه رو شده است. 10 With these choice apples With these pomegranates in the shop window How can I talk to you from over a hedge Now that my heart Is known to everyone
www.oo.blogfa.com اینجا هم هستم
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم/ نهم):. |
کودکانه نوشتی «دوستت دارم» حالا دیوارهای کاهگلی فرو ریختهاند و دست خط تو را - باران- در شهری سیمانی به دستم رساندهاست. 9 In a childish way, you write "I love you" Now, these cob-plastered walls have crumbled And the rain Carries your writing to the paved city To me |
| .:(شاید عاشق شده باشم / هشتم):. |
|
سالها گل فروش چهار راهی هستم که تو روزی از آن عبور کردی قلبم را برگردان و گلهایت را پس بگیر! 8 For years I am a flower vendor at the crossroad Where you passed one day Return my heart And take back your flowers! |







