| .:(شاید عاشق شده باشم/بیستم):. |
۲۰ دریا چشمهای تو نیست حاشیهی دامن توست در باد، من باز لبخند بر لب با دسته گلی از صبح در شب موهای تو گم شدهام. 20 The sea is not your eyes The edge of your skirt in the wind With a smile on my lips With a bunch of flowers of dawn I am lost, once again, In the night of your hair
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید |
| .:(شاید عاشق شده باشم/نوزدهم):. |
۱۹ مست میشود خیابان وقتی از تو عبور میکند، نامت گریبان پلیسها را گرفته است. 19 The road gets drunk When it crosses you Your name Has taken the police By their necks www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است |
| .:(شاید عاشق شده باشم / هیجدهم):. |
۱۸ در سایهی نخلی شاید با تو بنشینم اگر با ابری دوست شوم و تا جنوب خواب باشم. 18 In the shadow of a palm tree Perhaps I will sit with you If I make friends with a cloud And if I be asleep Till the south
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است |
| .:(شاید عاشق شده باشم / هفدهم):. |
۱۶ دیگر نه ماه اهمیتی دارد نه ستارهها مگر تو که از پنجرهای طلوع کنی و ابرها را از چشمانم بتارانی مبادا باد پنجرهات را بسته باشد! 17 Tonight Neither the moon nor the stars Are of importance Unless you appear at the window And drive the clouds away from my eyes Perhaps the winds shut your window! www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است |
| .:(شاید عاشق شده باشم /شانزدهم):. |
هیچ باغی در باران و نمک شکوفه نداد جز دامنات که پایانِ چشمهای من است. 16 No garden will blossom in rain and salt Except your lap At the end of my eyes www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم/پانزدهم):. |
دریا به شمال و خورشید به غرب خواهد رفت، کدام راه به تو میرساند مرا که تاریک و تشنه پیر شدهام؟! 15 The sea goes to the north And the sun to the west Which way to you will take me Who, dark and thirsty Have become old!?
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم / چهاردهم):. |
|
منتظر هیچ کس نیستم جز تو که توقع دارم منتظرم باشی از خواب زمستانی برخیزم. 14 I wait for no one but you Whom I dream of waiting for me To arise from this winter sleep www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم /سیزدهم):. |
شال گردنات را به آدم برفی و دستکشهایت را به رفتگر میبخشی برایت چتری میآورم که این زمستان بلند را - به بهار- میرساند. 13 You give your shawl to the snowman And your gloves to the street cleaner For you I will bring an umbrella To take this long winter to spring
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم / دوازدهم):. |
|
لبخندت را برای داوینچی و رازهای عاشقانهات را برای ون گوگ بفرست برای من تنها به اندازهی گنجاندن یک نام - در قلبت- جا بگذار... 12 Send smiles to Da Vinci And romantic secrets to Van Gogh For me, Just make room - in your heart- Enough to insert the size of one name
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|
| .:(شاید عاشق شده باشم/یازدهم):. |
وقتی چشمه را در بطریهای پلاستیکی و باغ را در گلدانهای مصنوعی میفروشند نکند تو را هم بر پرده سینما دیدهباشم! 11 When a spring is sold in plastic bottles And a garden in artificial vases; What if you, too I have seen on the theater screen!
www.oo.blogfa.com حتما اینجا را هم ببینید
در اینجا هم مطلبی درباره شاید عاشق شده باشم منتشر شده است
|





